سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

53

تاريخ ايران ( فارسى )

ترتيب ورود فدائيان در خدمت ماركوپولو كه كمى بعد از سقوط قلعهء الموت بدست هولاكو در 1252 ميلادى شرحى بطور وضوح در آئين دخول فدائيان در خدمت نوشته كه آن از اينقرار است « اين مرد پير يا شيخ - الجبل دره‌اى را ما بين دو كوه داده از اطراف محصور و به صورت باغى درآورده‌اند كه بزرگترين و قشنگترين باغهائى است كه تا آنوقت ديده شده بود . باغ مزبور داراى انواع و اقسام اشجار و اثمار و نيز انهار مختلف از شراب و عسل و شير و آبهاى صاف و زلال در آن جارى بوده ، بعلاوه عدهء زيادى از زنان و كنيزان ماهرو و دختران عديم المثال از حيث رعنائى و زيبائى در اين بوستان جمع بودند ، زيرا كه منظور اين پير كوهستان آن بوده كه به پيروانش كاملا حالى كند كه آن در حقيقت همان بهشتى مىباشد كه به مؤمنين وعده داده شده است . « غير از كسانى را كه او در نظر گرفته بود كه از حشّاشين خودش باشند احدى اين وقت اجازهء ورود بباغ را نداشت ، آنوقت هم از ميان آنها چهار يا شش تا ده تن را در يك وقت داخل مىكرد ، ولى اول يكنوع داروى منوم به آنها داده ميشد كه آن يكخواب خيلى سنگينى در آنها ميآورد و وقتى كه ميخوابيدند امر ميشد آنها را به همان حالت توى باغ ببرند و بعد از مدتى كه بيدار ميشدند و خود را در يك مكان فريبنده‌اى ميديدند چنين خيال ميكردند كه در بهشت واقعى ميباشند و چنان كه اين مرد يا شيخ الجبل ميخواسته است كه امير يا وزيرى را بقتل برساند بيكى از آن جوانها ميگفت برو فلان و فلان را بقتل برسان و پس از انجام اين خدمت فرشتگان من تو را به همين بهشت خواهند آورد » مشروب يا معجون مزبور از شاهدانه يا بوتهء شاهدانهء معروف به حشيش تركيب يافته و بلا ترديد مبدء لفظ « اساسن » همان كلمهء « الحشيش » مىباشد و بايد دانست كه فدائيان بندرت بعد از شكارهاشان زنده مىماندند ، چه آنها كه خودشان را براى شهادت حاضر كرده بودند مىكوشيدند تا مأموريت خود را بطور علن و آشكار و به وضع حيرت‌انگيزى بانجام برسانند . حقيقة عقيدهء پيروان اين مذهب به نعيم آخرتى كه به آنها وعده داده شده بود بدرجه‌اى بوده است كه مادرها وقتى كه مىديدند فرزندشان از مأموريتى كه از طرف شيخ الجبل به